• انجمن
  • حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ
    اشعار حافظ

                



    تاریخ : چهارشنبه 20 آذر 1392 | 22:19 | نویسنده : . . | نظرات شما
       زلف همان موی سر است منتها مویی مجعد و دراز . باید جایگاه ظاهری زلف
       را دربعد حسی و جسمانی ترسیم کرد تا بازگو کردن آن خالی از فایده نباشد. 
       زلف سمیلهدایت است و زلف یار یکی از مقامات و سلوک عرفانی است .
      
       
       آن چه درباره عرفان تا اینجا گفته شده ، در واقع معرفت را نیز در خود جای 
      داده است . نهایت معرفت جاییست که عارف منتهی شود مانند کسی که به آتش 
     سوخته و ناچیز گردد و ضمن طبقه بندی آن کسانی اند که از اتش منافع بسیاریابند.
      

       


    تاریخ : جمعه 29 فروردین 1393 | 19:48 | نویسنده : . . | نظرات
    مرحوم کل احمد آقا ( کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی ) نقل می کردند
     که: « روزی جناب شیخ رجبعلی خیاط به من فرمودند: در عالم معنا، روح 
    خواجه حافظ شیرازی را مشاهده کردم که بسیار منبسط بود. خواجه حافظ 
    شیرازی رو به من کرده و گفت: من غزل شاه شمشاد قدان را، در وصف ماه منیر
     بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام سرودم. و از این امر خیلی
     مسرور بود.».... یکی از زیبایی های معماری حرم مطهرش این است که ضریحش
     از ضریحهای دیگر بلندتر است و این اشاره به ششمشاد قدی اوست. همانطور که 
    ضریح پدربزرگوارش مولا امیرالمؤمنین علیه ابسلام بطین است(فتأمل)...

       
     
       برای تفسیر بیت به بیت غزل به ادامه مطلب رجوع کنید ..

     

    ادامه مطلب
    تاریخ : سه شنبه 12 فروردین 1393 | 15:21 | نویسنده : . . | نظرات

    زاهد از شخصیت‌های مشهور و منفی و دوست نداشتی شعر حافظ است 

    كه به صورت واعظ و شیخ و فقیه و مفتی و قاضی و ... نیز از او یاد می‌شود.

    زهد ریاكارانه كه یك نفاق و دورویی بوده اما برداشت او از زهد با مفهوم زهد

     راستیمن متفاوت است. او فكر می‌كند با محروم ساختن خود از دنیا می‌تواند به 

    كمال برسد و حافظ آن را زهد خشك و كج اندیشانه می‌داند منظور حافظ از زهد، 

    مؤمن یا پارسای پاكدامن نیست، بلكه موجودی است كه نه اهل عشق است و نه اهل 

    ایمان و علم. جلوه فروش و دین به دنیا فروش است صفاتی كه در شعر حافظ برای

     زاهد می‌توان یافت از این قرار است:

     محتب وار و عیب گیر رندان است :

        

     ریاكار و جلوه فروش و سست ایمان است :

       

      دوستدار جاه و مقام است :

      

      اهل عشق نیست :

       

     اهل حقیقت نیست :

      

      

     





    تاریخ : دوشنبه 11 فروردین 1393 | 20:00 | نویسنده : . . | نظرات

    یکی از آموزه‌های ژرف وحیانی، نزدیک دانستن خداوند به خود و حاضر و 

    ناظر دانستن اوست. چنین نگرشی، انسان را در پیشگاه پروردگار مؤدب 

    می‌سازد و رفتار او را کنترل می‌کند و این باور که خداوند، نیایش‌ها و درد

    دل‌های انسان را می‌شنود به او دلگرمی و اعتماد به نفس می‌بخشد. حافظ به

     این حقیقت والای الهی آگاه بوده و از آن چنین یاد کرده است:

    ارزش حقیقی نماز، در عاشقانه به جا آوردن ِآن است و تنها در این صورت 

    است که نماز معراج انسان می‌شود و نمازگزار به شناخت حقیقی پروردگار 

    می‌رسد. نماز عاشقانه، تنها به هوای حضرت دوست و عشق به معبود است، 

    نه به سودای بهشت یا ترس از دوزخ. به تعبیر حافظ:

    خداوند را به یگانگی شناختن تا آنجا که جهان آفرینش را جز جلوه او ندیدن، 

    والاترین مقامی است که انسان عارف می‌تواند بدان دست یابد. بی‌شک رسیدن 

    به چنین مقامی نیازمند سال‌ها سیر و سلوک و خون دل‌خوردن است‌و صاحب 

    چنین مقامی نیز محبوب‌ترین بندگان نزد پروردگار خواهد بود. از درخشان‌ترین 

    اشعار دیوان حافظ ابیات توحیدی اوست مانند:





    تاریخ : دوشنبه 11 فروردین 1393 | 14:59 | نویسنده : . . | نظرات

    پیر، سالک راه یافته و به مقصد رسیده ایست که مراحل سیر و سلوک 

    عرفانی و تزکیه و تهذیب را گذرانده و آئینه دلش از همه زنگارهای ناخالصی 

    زدوده شده و به مقامی رسیده است که باید سالکان در راه و نوسفر را در 

    طریق معرفت حق رهبری و ارشاد کند و چون بی خبر از «راه و رسم منزلها»ی 

    پرخطر سیر و سلوک نیست، باید که مرید، مطیع  دستورات او باشد و هر آنچه 

    را که او می گوید آویزه گوش قرار دهد و آن را به جان بنیوشد و بدان عمل کند 

    زیرا که بدون چنین هدایتی، سالک و مرید ره به مأمنی نخواهد برد و همانگونه 

    :که حافظ می گوید بدون دلیل راه، نمی توان در کوی عشق گام نهاد 

     

      بیتی از امام خمینی که منظور پیر راهنماست :

       طی کنم راه خرابات و به پیری برسم         از دم پیر خرابات دل آباد شوم



    تاریخ : شنبه 9 فروردین 1393 | 22:38 | نویسنده : . . | نظرات
           
          تحلیل غزل :
     حرفش را با شکر و شکایت از یار شروع می کند و می داند که بعضی ها جز 
     شکرِ یار چیز دیگری را نمی پسندند و همه را کفر می دانند؛ پس، از مخاطبانش 
     فقط آنهایی را که «نکته دان عشق» هستند می گوید پای حکایت او بنشینند. 
     حافظ شکر و شکایت خود را با هم به یار دلنوازش عرضه می کند. زیرا
    یار نه به او مزدی داده و نه از او برای خدماتش تشکّری کرده است. این یار 
    اگر هم خدا باشد با آن خدایی که نکته دانان الهیات مانند حضرت موسی می شناسند 
    متفاوت است ..  ندای «یا ربّ» او در اصل برای شکایت از همان «ربّ» است. 
    تصور اینکه شکایت از خدا را به دادگاهی می کشاند که قاضی آن خودِ خدا است.
         
        حافظ  در این بیت خود را غیر مستقیم «رند» معرفی می کند.
      حافظ مدعی است که با وجود «رندی»، ولیّ و دوستدار واقعی یار،  خود او 
      و رندانی همچو او هستند.می خواهد بگوید که یار در اندیشه ی حیات او نیست 
       و انگار این تنبیهی است برای «رندبازی» او .....     «رندان تشنه لب»  
         همان  شهیدانِ «بی جرم و جنایت» هستند که دل در گرو یار  پیچیده اند ..
         
     غمزه ی چشم یار باعث این خونریزی ها شده است و یار همین را می خواهد 
     و می پسندد. شیوه ی نگاه و بینش خود را هم عوض نمی کند، و این گونه از 
     آن چشم و آن غمزه حمایت می کند.
     
     او می خواهد که یار به گونه ای و با اشارتی گوشه ی چشمی به او نشان دهد 
     تا بتواند راه مقصود را پیدا کند. راه وصال بیابانی و وحشت افزا نیز هست
     در شب سیاهی مانع است و در روز گرما. اگر چه گمراهی شب و روز ندارد، 
      به هر سمتی که نگاه می کند، راه هست و راه نیست؛  چون همه مثل هم و یکی 
     است، فقط بیابان خالی. به همین خاطر حافظ با بیانی بسیار بدیع از آفتاب به جای 
     این که  نور بخواهد، سایه می خواهد.   
       
      منظورش این است که برای یک دم هم که شده به وصال برسد تا با نشانی و 
      نمونه ای از وصال بقیه ی راه را با ایمان و اطمینان کامل طی کند. 
      امّا این یار انگار چنین شرطی را نمی پذیرد.
      
       این مقصود از دسترس و حتی پای رس او دور است. دست و پایش به سختی 
      به چنان مقصدی برسد که در ابتدای راه صدهزار منزل و عامل توقف وجود دارد. 
      منزل که بی گمان بسیار نازل تر از مقام مقصود و یار است.
      «هر چند بردی آبم» منظورش فقدان عیش و آسایش در طریق یار است .
      نه برای این که او آسایش طلب است، بلکه برای این که در طلب وصال است
     و بی آزمون می خواهد به یار برسد.بیت پایانی حاصل تمام جمع و تفریق و 
     ضرب و تقسیمی است که حافظ در رسیدن به عشق انجام می دهدپنج بیت اوّل 
    به گونه ای که تحلیل شد شکایت رندانه ی حافظ از یاری است که آنها یی که در 
    عشق نکته سنج نیستند انتظار دارند فقط از او شکرگزاری شود. پنج بیت دوم،  
     نیاز این رند را به آن یار با تمام جورش نشان می دهد؛ 
     بیت آخر اشاره به چهارده معصوم دارد که همره عشق باید قرآن را از بر خواند.. 
      
       

    ادامه مطلب
    تاریخ : جمعه 8 فروردین 1393 | 13:33 | نویسنده : . . | نظرات
     گوناگونی حالات اشعار حافظ دلیل بر اینست که او تحت تاثیر حالات مختلف 
     شعر قرار گرفته است . یعنی هرجا که به فکر خدا و عشق خدایی بود اشعار 
     عارفانه سروده و جایی که عشق مجازی و شاهد بازی و می خوارگی بر روح 
     و دلش مسلط شده غزلیاتی در این باب تعریف کرده است ..
     همچنین او در باره خویش چنین سروده :

      
      دیوان حافظ مملو از ایهام و پیچیدگی و واژه های سمبلیک می باشند که کار 
       تفسیر را دچار مشکل می نماید ... از این روی هرکس و هر گروه بسته به 
      دیدگاه خود از حافظ بهره ها برده و اشعار وی را به نفع خود تفسیر نموده است .
      چندی که علامه طباطبایی همچون استادشان (مرحوم آیة الله قاضی)این بیت حافظ 
      را می خواندند و یک ساعت می گریستند:
       
       
       


    تاریخ : چهارشنبه 6 فروردین 1393 | 21:26 | نویسنده : . . | نظرات
      عشق ازلی است ... از ابتدا بوده است و آتشی است که چون دردل افتد هرچه در 
     دل یابدهمه را بسوزاند تاحدی که صورت معشوق را از دل محو کند ..
     عشق حقیقی است از هرگونه ریا به دور است .
     پیمودن راه عشق غلی رغم آسان جلوه گر شدن راهی است پر خطر که همه کس 
     را توان آن نیست . . . 
     توفیق در عشق برابر با از خود گذشتگی در عالم است .
     حب در قرآن همان عشق در اشعار حافظ است ... حب به خدا و ......
     هرگاه دوستی خدا بر دل بنده پرتو افکند آن را از هر اشتغالی تهی می کند !!
     حال چند بیتی متفاوت از دیوان حافظ از بر می کنیم ......
     




    تاریخ : دوشنبه 26 اسفند 1392 | 19:46 | نویسنده : . . | نظرات
    .: Weblog Themes By BlackSkin :.
    
  • کد نمایش افراد آنلاین

  • Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب